چرا حتی وقتی همه چیز خوب به نظر میرسد احساس اضطراب میکنم؟
آیا تا به حال روزی داشتهاید که روی کاغذ همه چیز خوب به نظر میرسید — اما باز هم احساس اضطراب میکردید؟
هیچ اتفاق بدی نیفتاده بود. کارتان نسبتاً خوب پیش میرفت، روابطتان مشکلی نداشت، و هیچ مشکل فوریای وجود نداشت که نیاز به حل داشته باشد. با این حال، بدنتان منقبض بود، ذهنتان دائم در جستجوی چیزی بود که ممکن است اشتباه پیش برود، یا فقط نمیتوانستید آرام بگیرید.
این میتواند گیجکننده باشد. اگر دلیل آشکاری برای احساس اضطراب وجود ندارد، ممکن است شروع به این سؤالها کنید: چرا اینجوری احساس میکنم؟ آیا واکنش بیش از حد نشان میدهم؟ مگر نباید بتوانم فقط آرام باشم؟
حقیقت این است که اضطراب همیشه واکنش مستقیم به چیزی نیست که الان اشتباه میرود. گاهی، بیشتر به نحوه واکنش ما به عدم قطعیت، تهدیدات ممکن، و تجربیاتی مربوط میشود که نحوه درک ما از امنیت را شکل دادهاند.
اضطراب بیشتر از نگرانی است
اغلب به اضطراب به عنوان نگرانی بیش از حد فکر میکنیم: تصور کردن اینکه چه چیزی ممکن است اشتباه پیش برود، بازپخش موقعیتها، یا تلاش مداوم برای یافتن راهحل.
نگرانی مطمئناً میتواند بخشی از اضطراب باشد، اما اضطراب گستردهتر از نگرانی است. میتواند در بدن شما ظاهر شود قبل از اینکه آگاهانه بدانید نگران چه هستید. ممکن است کشش عضلانی، بیقراری، ضربان قلب سریع، مشکل در خواب، تحریکپذیری یا مشکل در تمرکز را حس کنید. گاهی، تجربه فقط احساسی مبهم است که چیزی درست نیست.
اضطراب شامل پاسخهای عاطفی، جسمی، شناختی و رفتاری به تهدید درکشده یا پیشبینیشده است. به عبارت دیگر، ذهن و بدن شما میتوانند شروع به آماده شدن برای چیزی کنند که ممکن است اتفاق بیفتد، حتی زمانی که هیچ خطر فوریای وجود ندارد.
گاهی اضطراب درباره آنچه ممکن است اتفاق بیفتد است
یکی از دلایلی که میتوانید وقتی همه چیز خوب به نظر میرسد احساس اضطراب کنید، عدم قطعیت است.
لحظه حال ممکن است امن باشد، اما آینده هرگز کاملاً قابل پیشبینی نیست. برای کسی که عدم قطعیت را بهخصوص دشوار مییابد، نبود یک مشکل فعلی لزوماً احساس امنیت ایجاد نمیکند. در عوض، ذهن ممکن است شروع به پرسیدن کند:
- اگر چیزی اشتباه پیش برود؟
- اگر آنچه دارم را از دست بدهم؟
- اگر این وضعیت دوام نیاورد؟
تحقیقات در مورد اضطراب نقش عدم قطعیت و پیشبینی تهدیدات آینده ممکن را برجسته کردهاند (Grupe & Nitschke, 2013; Craske & Stein, 201630381-6)). اضطراب میتواند شامل توجه بیشتر به خطر احتمالی، دشواری در یادگیری اینکه چیزی امن است، و تلاش برای کاهش عدم قطعیت از طریق تفکر یا رفتار باشد.
این میتواند باعث شود نگرانی مفید به نظر برسد. اگر بتوانید هر مشکل احتمالی را پیشبینی کنید، شاید بتوانید از آن جلوگیری کنید.
اما عدم قطعیت به طور کامل قابل حذف نیست. و تلاش مداوم برای حذف آن میتواند شما را به طور ذهنی آماده برای خطری نگه دارد که ممکن است هرگز نرسد.
وقتی آماده ماندن خستهکننده میشود
اضطراب فقط در افکار شما اتفاق نمیافتد. میتواند بر کارهایی که انجام میدهید هم تأثیر بگذارد.
ممکن است چیزی را مکرراً چک کنید، از دیگران تأیید بخواهید، برای موقعیتهای نسبتاً کوچک بیش از حد آماده شوید، از موقعیتهایی که نامطمئن به نظر میرسند اجتناب کنید، یا زمان زیادی صرف تجزیه و تحلیل کنید که آیا تصمیم «درستی» گرفتهاید.
این رفتارها میتوانند تسکین موقتی ایجاد کنند. چک میکنید، کسی شما را آرام میکند، یا یک بار دیگر آماده میشوید — و برای لحظهای، اضطراب کاهش مییابد.
اما وقتی این راهبردها به روش اصلی مقابله با عدم قطعیت تبدیل میشوند، میتوانند ناخواسته چرخه را ادامه دهند. بهجای کشف اینکه میتوانید عدم قطعیت را تحمل کنید، ذهن شما ممکن است یاد بگیرد که برای احساس امنیت به چک کردن، تأیید یا آمادگی نیاز دارید.
این یکی از دلایلی است که اضطراب میتواند حتی وقتی مشکل آشکاری در زندگیتان وجود ندارد ادامه پیدا کند.
تجربیات گذشته شما میتوانند نحوه پاسخ شما به حال را شکل دهند
پاسخهای عاطفی فعلی ما در انزوا توسعه نمییابند.
تجربیات استرس طولانی، غیرقابل پیشبینی بودن، انتقاد، از دست دادن، یا روابط دشوار گاهی میتوانند نحوه پاسخ یک شخص به عدم قطعیت و تهدید درکشده را شکل دهند. تجربیات اولیه ممکن است بر نحوه یادگیری ما برای تشخیص امنیت و پاسخ به موقعیتهای عاطفی هم تأثیر بگذارند (Gross & Hen, 2004).
به عنوان مثال، اگر زمان زیادی را صرف پیشبینی خلق و خو یا واکنشهای دیگران کردهاید، ممکن است به تغییرات کوچک در لحن، رفتار یا جو بسیار توجه کرده باشید.
آن حساسیت ممکن است روزگاری مفید بوده باشد. اما در زندگی بعدی، گاهی میتواند کامل آرام گرفتن را دشوار کند، حتی در موقعیتهایی که نسبتاً امن هستند.
این به این معنی نیست که گذشته شما حال شما را تعیین میکند، یا اینکه همیشه یک تجربه واحد وجود دارد که اضطراب شما را توضیح میدهد. مردم به شکلهای مختلف توسعه مییابند، و اضطراب تحت تأثیر عوامل روانشناختی، زیستی و محیطی متعددی قرار میگیرد.
سؤال مفیدتر ممکن است این باشد: چه چیزی را یاد گرفتهام که انتظار داشته باشم، و چطور این انتظار ممکن است آنچه را که الان متوجه میشوم شکل دهد؟
گاهی احساس قبل از توضیح میآید
لحظاتی هم هستند که میدانید احساس اضطراب میکنید اما نمیتوانید توضیح دهید چرا.
ممکن است ندانید آیا ترسیدهاید، غرق شدهاید، تنها هستید، ناامید هستید، عصبانی هستید، یا فقط زیر فشار بیش از حد هستید.
وقتی یک تجربه درونی مبهم به نظر میرسد، وسوسهانگیز است که فوراً آن را به عنوان نشانهای تفسیر کنید که چیزی اشتباه است.
در عوض، میتوانید سعی کنید با کنجکاوی به تجربه نزدیک شوید. از خودتان بپرسید:
- الان چه احساسی دارم؟
- انتظار دارم چه اتفاقی بیفتد؟
- میترسم چه اتفاقی بیفتد؟
- چه معنایی به این موقعیت میدهم؟
- آیا سعی میکنم عدم قطعیت را از بین ببرم قبل از اینکه به خودم اجازه دهم جلو بروم؟
این سؤالها در مورد تجزیه و تحلیل هر احساس یا یافتن توضیح پنهانی برای همه چیز نیستند. در مورد ایجاد فضای بیشتری بین داشتن یک احساس مضطرب و فرض کردن اینکه آن احساس به این معناست که چیزی اشتباه است هستند.
گاهی همین تغییر کوچک میتواند نحوه پاسخ شما را تغییر دهد.
اضطراب چه زمانی به مشکل تبدیل میشود؟
گاهی احساس اضطراب کردن بخش عادی انسان بودن است. اضطراب میتواند به ما کمک کند برای چالشها آماده شویم و به تهدیدات احتمالی پاسخ دهیم.
ممکن است ارزش داشته باشد که حمایت حرفهای بخواهید وقتی اضطراب مداوم، سخت قابل مدیریت، نامتناسب با موقعیت میشود، یا شروع به تداخل با جنبههای زندگی روزمره مانند خواب، کار، روابط، تمرکز یا فعالیتهای روزانه میکند.
لازم نیست صبر کنید تا اضطراب طاقتفرسا شود قبل از مراجعه به مشاوره.
درمان میتواند فضایی برای درک نه تنها آنچه نگرانش هستید، بلکه اینکه اضطراب شما چطور کار میکند ارائه دهد. با یک مشاور، میتوانید شروع به توجه به الگوهای بین افکار، احساسات، احساسات بدنی، رفتارها، روابط و انتظارات کنید. میتوانید کشف کنید این الگوها از کجا آمدهاند، چطور زندگی شما را الان تحت تأثیر قرار میدهند، و آیا راههای متفاوتی برای پاسخ وجود دارد.
هدف لزوماً حذف کامل اضطراب نیست. اضطراب بخشی از انسان بودن است، و تلاش برای هرگز احساس اضطراب نکردن گاهی میتواند به شکل دیگری از تلاش تبدیل شود. در عوض، درمان میتواند به شما کمک کند رابطه متفاوتی با اضطراب ایجاد کنید — رابطهای که در آن میتوانید آن را بشناسید، درک کنید، و انتخاب کنید چطور پاسخ دهید بهجای اینکه به طور خودکار به آن اجازه دهید تعیین کند چه کاری انجام میدهید.
همیشه برای احساس اضطراب به دلیل آشکاری نیاز ندارید
شاید سختترین بخش اضطراب این باور باشد که به دلیل کافی برای داشتن آن نیاز دارید.
اما احساسات همیشه با توضیح واضحی نمیآیند. احساس اضطراب وقتی همه چیز خوب به نظر میرسد به این معنی نیست که غیرمنطقی، ناسپاس یا بیش از حد حساس هستید. ممکن است نشانهای باشد که ذهن و بدن شما به عدم قطعیت، تهدیدات درکشده، یا الگوهایی که در طول زمان توسعه یافتهاند پاسخ میدهند.
پس بهجای اینکه فقط بپرسید: «چرا وقتی هیچ چیز اشتباه نیست مضطرب هستم؟» — میتوانید هم بپرسید: «اضطراب من چه چیزی را از من میخواهد که متوجه شوم؟»
گاهی، درک آن سؤال جایی است که تغییر شروع میشود. اگر میخواهید بررسی کنید اضطراب چگونه بر زندگی شما تأثیر میگذارد، یک مشاوره رایگان رزرو کنید با تیم ما در ChangeMoment.