چرا الگوهای مشابه را در روابط تکرار می کنیم؟

شما با شخص جدیدی آشنا می شوید. رابطه متفاوت است. فرد متفاوت است. و با این حال، پس از مدتی، چیزی به طرز عجیبی آشنا می شود.

شاید وقتی ساکت‌تر می‌شوند یا پاسخگویی طولانی‌تر طول می‌کشد، نگران باشید. شاید زمانی که احساس عدم اطمینان می کنید شروع به جستجوی اطمینان کنید. یا شاید برعکس این اتفاق بیفتد: با نزدیک‌تر شدن رابطه، متوجه می‌شوید که خود را کنار می‌کشید.

جزئیات تغییر می کنند، اما احساس زیر آشنا به نظر می رسد.

چگونه دوباره به اینجا رسیدم؟

تکرار الگوها در روابط یک تجربه مشترک انسانی است. لزوماً به این معنی نیست که شما افراد «اشتباهی» را انتخاب می کنید یا چیزی برای شما اشتباه است. الگوهای رابطه اغلب پیچیده تر از آن هستند.

درک آن‌ها با کنجکاوی در مورد آنچه بین دو نفر اتفاق می‌افتد آغاز می‌شود - و وقتی یک رابطه اهمیت پیدا می‌کند در درون ما چه اتفاقی می‌افتد.

ما با انتظارات‌مان وارد رابطه می‌شویم

ما بدون سابقه وارد روابط نمی شویم.

تجارب ما با افراد دیگر می تواند به تدریج به آنچه ما از نزدیکی، اعتماد، تعارض، طرد و وابستگی انتظار داریم شکل دهد

.

این انتظارات همیشه آگاهانه نیستند. ممکن است با تفکر رابطه وارد نشویم، افراد در نهایت ترک می‌کنند، یا اگر خیلی نیاز داشته باشم، آن‌ها را کنار می‌زنم. اما تجربیات قبلی همچنان می‌توانند بر آنچه متوجه می‌شویم، نحوه تفسیر رفتار شخص دیگر و نحوه واکنش ما در هنگام احساس عدم اطمینان تأثیر بگذارند.

این می‌تواند به‌ویژه در روابطی که برای ما اهمیت زیادی دارد، قابل توجه باشد.

پیام کوتاه‌تر، تغییر لحن، اختلاف نظر، یا شریکی که به فضایی نیاز دارد ممکن است به سرعت منجر به سوالاتی مانند:

آیا از من ناراحت هستند؟

آیا علاقه خود را از دست می دهند؟

آیا کار اشتباهی انجام دادم؟

معنایی که ما به این لحظات می‌دهیم می‌تواند اتفاقات بعدی را شکل دهد.

الگوهای رابطه‌ای میان دو نفر شکل می‌گیرند

فکر کردن به یک الگوی تکرار شونده به عنوان چیزی که یک فرد به سادگی «دارد» می تواند وسوسه انگیز باشد. اما روابط بین افراد اتفاق می افتد.

تصور کنید که شریک زندگی شما ساکت تر از حد معمول می شود. متوجه تغییر می‌شوید و متعجب می‌شوید که آیا علاقه خود را از دست می‌دهند. شما احساس اضطراب می کنید و شروع به درخواست اطمینان می کنید.

شریک شما سوالات را به عنوان فشار تجربه می کند و حتی ساکت تر می شود.

کناره گیری آن‌ها اضطراب شما را افزایش می دهد، که باعث می شود به دنبال اطمینان بیشتری باشید.

به زودی، هر دو نفر ممکن است احساس کنند که رفتار طرف مقابل آنچه را که در وهله اول از آن می ترسیدند تأیید می کند.

شاید فکر کنید:

می بینید؟ آن‌ها واقعاً دارند کنار می روند.

شریک شما ممکن است فکر کند:

می بینید؟ من هرگز نمی‌توانم فضا داشته باشم بدون اینکه این مشکل ایجاد شود.

هیچ یک از افراد لزوماً قصد ایجاد این چرخه را نداشتند. با این حال، تفسیر و پاسخ هر فرد شروع به تأثیرگذاری بر دیگری می کند.

این یکی از دلایلی است که الگوهای رابطه می توانند بسیار قدرتمند به نظر برسند. آن‌ها اغلب رفتارهایی نیستند که ما تکرار می کنیم، بلکه چرخه هایی هستند که بین انتظارات،

عواطف و احساسات ما ایجاد می شوند.

همیشه در مورد انتخاب "یک نوع" نیست

افراد گاهی اوقات روابط تکرار شونده را با گفتن این جمله توصیف می‌کنند: "من همیشه همان فرد را در بدن متفاوتی انتخاب می‌کنم."

ممکن است شباهت های مفیدی بین روابط وجود داشته باشد، اما تکرار همیشه با انتخاب نوع خاصی از شریک زندگی آغاز نمی شود.

گاهی اوقات این الگو تنها زمانی قابل مشاهده است که نزدیکی، عدم اطمینان، درگیری یا ناامیدی وارد رابطه شود.

ممکن است متوجه شوید که تمایل دارید به تغییرات کوچک در رفتار شخصی بیش از حد فکر کنید، زمانی که شروع به احساس وابستگی می کنید کناره گیری می کنید، زمانی که احساس عدم اطمینان می کنید به دنبال اطمینان هستید، از گفتگوهای دشوار اجتناب می کنید، یا احساس مسئولیت می کنید که رابطه را خوب نگه دارید.

به‌جای قضاوت فوری این پاسخ‌ها، کنجکاو شدن در مورد آنچه در آن لحظات برای ما اتفاق می‌افتد - چه احساسی داریم، چه انتظاری داریم، یا سعی در مدیریت آن داریم - می‌تواند مفید باشد.

وقتی احساسات شدید، دیدن واقعیت را دشوار می‌کنند

وقتی احساسات شدید هستند، درک روابط بسیار دشوار است.

زمانی که احساس طرد شدن، صدمه دیدن، عصبانیت، شرم یا عدم اطمینان می کنیم، در نظر گرفتن چندین احتمال به طور همزمان دشوارتر می شود.

شریکی که به نظر دور است، ممکن است علاقه خود را از دست بدهد.

اما آن‌ها همچنین ممکن است خسته باشند، نگران چیزی غیرمرتبط با رابطه باشند یا صرفاً برای فکر کردن به زمان نیاز داشته باشند.

چالش این است که وقتی یک ترس آشنا فعال می‌شود، یک توضیح می‌تواند تنها توضیح به نظر برسد.

آن‌ها پاسخی نداده اند، بنابراین باید کنار بکشند.

آن‌ها به فضا نیاز دارند، بنابراین من باید اشتباهی انجام داده باشم.

احساسات ما واقعی هستند، اما اولین تفسیر ما از افکار یا مقاصد شخص دیگر همیشه کل داستان نیست.

مکث کردن بین آنچه اتفاق افتاده و آنچه فکر می‌کنیم به معنای آن است، می‌تواند فضایی برای کنجکاوی ایجاد کند - در مورد خود و در مورد شخص دیگر.

تشخیص یک الگو با سرزنش خود یکسان نیست

توجه به الگوهای روابط خودمان به راحتی می تواند به سرزنش خود تبدیل شود.

شاید مشکل از من است.

اما روابط به ندرت به این سادگی است.

هر رابطه دشواری تکرار یک الگوی قدیمی نیست. گاهی اوقات شخص دیگری واقعاً ناسازگار است، در دسترس نیست یا قادر به برآوردن نیازهای ما نیست. گاهی دو نفر چیزهای متفاوتی می خواهند. و گاهی یک رابطه واقعاً ناسالم است.

درک نقش خودمان در پویایی یک رابطه به این معنی نیست که مسئولیت هر آنچه در آن اتفاق می افتد را بپذیریم.

به جای اینکه بپرسیم مشکل من چیست؟، ممکن است بپرسیم:

وقتی احساس نامطمئن، آسیب دیدگی، نزدیکی یا طرد شدن می کنم، چه اتفاقی برای من می افتد؟

تصور می کنم چه اتفاقی برای طرف مقابل می افتد؟

بعد چه کار کنم — و بعد از آن چه اتفاقی بین ما می افتد؟

این سوالات فضای بیشتری برای پیچیدگی و اطلاعات جدید باقی می‌گذارند.

آیا الگوهای رابطه می توانند تغییر کنند؟

الگوهای رابطه می توانند عمیقاً آشنا به نظر برسند، اما لزوماً دائمی نیستند.

تغییر می‌تواند با توجه به الگوی زمانی که اتفاق می‌افتد آغاز شود – نه تنها پس از تشخیص آن.

این ممکن است به این معنی باشد که قبل از اینکه فوراً به دنبال اطمینان باشید، متوجه اضطراب شوید، قبل از خاموش شدن میل به کناره گیری را تشخیص دهید، یا قبل از اینکه تصمیم بگیریم از قبل می دانیم شخص دیگری چه فکر می کند، در مورد یک فرض کنجکاو شوید.

تجارب جدید رابطه می تواند انتظارات قدیمی را نیز به چالش بکشد. تجربه تعارضی که منجر به رها شدن نمی‌شود، آسیب‌پذیری‌هایی که ممکن است به‌تدریج در اثر مراقبت‌ها و تغییرات نادرست ترمیم شوند. روابط.

درمان می‌تواند فضای دیگری را برای کشف این الگوها ارائه دهد - نه صرفاً با پرسیدن اینکه چگونه یک رفتار را متوقف کنیم، بلکه با کنجکاوی در مورد آنچه در اطراف آن اتفاق می‌افتد: چه احساسی داریم، چه انتظاری داریم، چگونه طرف مقابل را درک می‌کنیم، و چگونه پاسخ‌های ما ممکن است اتفاقات بعدی را شکل دهد.

هدف این نیست که در روابط کاملاً منطقی شوید یا هرگز یک پاسخ قدیمی را تکرار نکنید.

این برای ایجاد فضای کمی بیشتر بین آنچه ما انتظار داریم اتفاق بیفتد و آنچه در حال حاضر واقعاً در حال رخ دادن است ایجاد می‌شود.

گاهی اوقات، آن فضا جایی است که یک الگوی رابطه متفاوت می‌تواند آغاز شود.